هشت سال از درگذشت فرهاد می گذرد. فرهاد هویت کارش را فدای بازار عامهپسند نکرد.
کاشفالسلطنه با آوردن مخفیانۀ بوتههای چای از هند کشاورزی شمال ایران را دگرگون کرد.
"هنر که به خاطر پول و پز دادن باشد به درد نمیخورد، وسط راه درجا میزنی."
"دنگ شو" نام گروه هنری ای است که به دوران بلوغش نزدیک میشود.
اپرای عروسکی دریچه ای تازه از هنرهای نمایشی ایران را به روی هنرمندان گشوده.
زمانی مداحی همانند مرشدی زورخانه رنگ ملی و مذهبی داشت.
اکنون هستند افرادی که بختفروبستگی عشق لامذهب را گردن نمینهند.
میگوید ماهیگیری کار دشواری است که در ۴۰سالگی آدم را از کار میاندازد.
حسن کامشاد از ایرانیانی است که در دانشگاه کیمبریج به استادی رسید.
نطنز چون باغی بزرگ بناهایش زیر درختان چنار گم شدهاند.
دریا دادور توانست با تلفیق سبکهای ایرانی و غربی سبک ویژه خود را بیافریند.
شَهوَق به معنی ارتفاع است. چنگیز شهوق از ارتفاع خود به فرودست افتاد و مرد.
بازار تبريز و بقعۀ شيخ صفی الدين اردبيلی شامل فهرست ميراث فرهنگی يونسکو شدند.
تسلط محمد نوری به موسیقی موجب شد تا آثار ماندگاری از خود به جای بگذارد.
ناصر ملک مطیعی نقشی را ایفا میکرد که سینما از او انتظار داشت.
صورت عرق کردۀ علی، روایت دردی است که در زندگی کشیده.
گیوه با رویه ای از نخ تابیده و تختی از چرم و لته و پوشال، زمانی پای افزار همگان بود.
هنرمندان ایرانی با فلز و کاغذ و چوب و چرم نقش هایی جاودانه بر جلد کتابها آفریدهاند.
شمعونپور از امکانات صدایی فلوت بهره میگیرد تا به خلق نوعی موسیقی ویژه برسد.
ظهیرالدوله آرامگاه بسیاری از بزرگان و میعادگاهی برای هنر دوستان بشمار میرود.
در سوریه به دنیا آمد، در مکه و مصر تربیت شد، در سمرقند و فارس به شهرت رسید.
از میان هشت کلانشهر ایران تبریز، تنها شهری است که به بی گدایی شهرت یافته.
پوری بنائی اولین بار در فیلم عروس فرنگی بازی کرد و خیلی سریع محبوب شد.
در میان تعداد اندک کاريکاتوريستهای زن، فیروزه مظفری جایگاه خاصی دارد.
من نقاشی هستم که ناخودآگاه بر گردۀ آگاهیام سوار است و به جای من تصميم میگيرد.
آیا اتفاقی است که بخشی از بهترین آثار تاریخی ایران از دوران صفویه بر جای ماندهاند؟
بازاری که روزی پر بود از صندوقهای بزرگ و کوچک، اکنون خمیازه میکشند.
بسیاری از سرودههای شفیعی کدکنی روح زمانه را درخود نشان میدهد.
در آثار تاها بهبهانی کوهها، دریاها، درختان و حتا ماهیها به دگردیسی عاشقانه میپیوندند.
بر سر راهش موانع بسیار بود اما سودابه فرخنیا هر بار به صحنه راه مییافت.