جواد منتظری
تهران را که به سمت شرق بروی و از شهر خارج شوی، یکی از راه هایی که در پیشت قرار می گیرد، راه لواسانات است. منطقه ای در میان کوه ها که از دیرباز نه تنها به نوعی ییلاق تهرانی ها محسوب می شده، بلکه امروزه نیز در تعطیلات آخر هر هفته فوج فوج اتومبیل های مردم شهری را پذیرا است که از شهر خسته شده و برای ساعاتی می خواهند دل به طبیعت بسپرند. در میان یکی از همین کوهها و در چند کیلومتری مرکز لواسان، مردی نشسته است که داستانی متفاوت دارد.
وزیری مجسمه ساز و از پرورش یافتگان دهۀ ۴۰، در همدان متولد شد و در پنج سالگی به همراه خانواده اش به تهران مهاجرت کرد. اولین نشانه های هنرمندی او در دورۀ دبیرستان بروز کرد. "در دبیرستان مجسمه رفتگر را به عنوان کاردستی ساخته بودم که مورد توجه بسیار معلمان قرار گرفت و تا مدت ها آن را در مدرسه نگهدار کردند." پس از دیپلم، در سال ۱۳۴۵ برای تحصیل در رشتۀ مجسمه سازی، وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و در سال ۱۳۵۰ فارغ التحصیل شد.
تأثیر عمیق مادرش را بر شخصیت و روحیه و هنرش نمی توان نادیده انگاشت: "جرقه های اولیه از مادر در دامنۀ الوند همدان شروع شد. مادری پویا، نستوه، جسور، شجاع و جستجوگر داشتم و بسیاری از داشته هایم مدیون اویم."
ناصر هوشمند وزیری پس از بیست و اندی سال گالری مجسمه اش را در خیابان فاطمی تعطیل می کند و برای تحقق رویایش به لواسان می رود. رویایی که تا کنون سه سال و اندی از وقتش را صرف آن کرده و هنوز هم مصمم و عاشقانه ادامه می دهد.
او به محیطی که اکنون در آن زندگی می کند روح بخشیده و آن را بدل به یک موزه دیدنی کرده و کارگاه های سفال، سرامیک، چوب و فایبرگلاس راه اندازی کرده است. تخصص او در مجسمه سازی با سنگ، بتون، شیشه، استخوان، فایبر گلاس، فرفورژه، سفال، سرامیک و چوب است، اما خودش می گوید که سنگ عشق اصلی او است.
وزیری به این بسنده نکرده، به کوه زده و دل کوه را نیز کنده است و امیدوار است که آن غار را به اولین غار موزه ایرانی تبدیل کند. او بیشتر غارهای ایران را دیده و از آنجا که عاشق طبیعت است، می خواهد محل کار و خوابش نیز در زیر کوه باشد.
دلیل اجرای چنین طرحی را این گونه شرح می دهد: "وقتی در محیط های کاری امکانات کافی نمی دهند، برنامه ریزی وجود ندارد، اجازه جسارت نمی دهند، دلم خواست یک موزه شخصی بسازم، این بود که آمدم به دل طبیعت."
او رؤیاهای بزرگی در سر دارد. دوست دارد پهلوانان شاهنامه را در ابعاد واقعی به صورت مجسمه اجرا کند. مجسمه سنگی چند متری امیر کبیر را در دل کوه بسازد. قلعه های ایرانی را در همانجا و در محیط طبیعی باز سازی کند.
ناصر هوشمند وزیری عاشق کشورش و فولکلورهای آن است. در طرح احیای رختشویخانه زنجان متعلق به دورۀ قاجار، او ۲۵ مجسمه از انسان های آن دوره را ساخت که در حال رختشویی و رفت و روب کارشان بودند.
کسانی که گاه گذری و گاه به پیشنهاد دیگران برای دیدن او می آیند تحت تاثیر کاری قرار می گیرند که او انجام داده است. دفتر یادداشت او پر است از ابراز احساسات چنین دست کسانی.








نظر شما
عالی بود. کاش یک بار دیگر در فصل تابستان از این هنرمند خوب دیدن کنید و پرده های تازه ای از زندگی و کارهای درخشان او بیافرید. آفرین بر پیکر ساز و فیلم ساز!
It was great pleaseure when I saw these Idea and all his work.
can you give his address(email,...or any contact) to see how people can help to his project?
Regards
__________
Jadidonline: The link to Mr Houshmand Vaziri's website could be found on the left side of the page
Dast Marizad, It was sooo Awesome. Thanks
این کار نسبت به کارهای قبلی شما ضعیف تر بود .موفق باشید
why so many pictures
سلام به همه انسانهای وفدار به طبيعت و اميد است که اينگونه نوع زندگی را بيشتر نشان بدهيم تا نسل جديد ايران فکری به حال خود کنند. نا برده رنج گنج موئر نمی شود. و به اميد انکه هر ايرانی درختی را بکارد و پرورش دهد.
بسیار عالی بود. خوشحالم از اینکه آدمهایی هستند هنوز که به دنبال عشقشون میرن.
سرعت تغییر عکسها به قدری بود که نتوانستم کار را تا آخر دنبال کردم و سر درد گرفتم. فکر می کنم حداقل باید سه ثانیه بین هر عکس فاصله باشد.
وه وه ! با دیدن این ساخته بسیار زیبا، برای مدتی خود را در بهشت برین احساس نمودم.
خداوندش پاینده بدارد این مرد هنرمند گرانقدر را.
excellent piece of reportage. Well done